السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

351

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

خوارزمى گويد : « ابوالعلاء مرا خبر داد ، از حسن‌بن‌احمد مقرى ، از احمدبن عبداللَّه حافظ ، از ابوالفرج احمدبن جعفر نسائى . . . » تا پايان آن‌چه از ابونعيم نقل شد . 3 - روايت رافعى عبدالكريم رافعى حديث را در كتاب « التدوين في اخبار قزوين » چنين آورده است : « ابوالفتح محمّدبن عبدالباقى برايم نوشت كه - آن را بر يوسف‌بن‌عمر كه از او شنيده بود خواندم - ما را حديث كرد ابوالفضل احمدبن حسن‌بن خيرون ، از ابوعلى احمدبن ابراهيم‌بن حسن‌بن شاذان ، از ابوبكربن كامل ، از قاسم‌بن عبّاس ، از زكريابن يحيى حراز ، از اسماعيل‌بن عباد ، از شريك ، از منصور ، از ابراهيم ، از علقمه ، از عبداللَّه كه گفت : « رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم از خانه‌ى زينب بيرون آمد . . . » الخ همان‌گونه كه پيشتر آورده شد . 4 - روايت گنجى ابوعبداللَّه گنجى حديث را چنين روايت كرده است : « ما را خبر داد معمّر ابواسحاق ، ابراهيم‌بن عثمان‌بن‌يوسف كاشغرى ، از شيخان‌بن نبطى و كاغذى ، از ابوالفتح ، از ابوالفضل‌ابن خيرون ، از ابوالمظفّر ، از ابوبكر احمدبن على طريثيثى ، از ابوعلىبن شاذان ، از عبداللَّه‌بن جعفربن‌در ستويه ، از حافظ ، ابويوسف يعقوب‌بن سفيان فارسى فسوى در مشيخه‌اش ، از ابوطاهر محمّدبن قسيم حضرمى ، از حسن‌بن حسين عرنى ، از يحيىبن عيسى رملى ، از اعمش ، از حبيب‌بن ابوثابت ، از سعيدبن جبير ، از ابن‌عبّاس كه گفت : « رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به ام‌ّسلمة فرمود : « اين علىّ بن‌ابىطالب است ؛ گوشتش از گوشت من و خونش از خونِ من است . او نسبت به من به منزله‌ى هارون است نسبت به موسى جز اينكه بعد از من پيامبرى نيست . اى امّ سلمة ! اين علىّ ، اميرالمؤمنين و سرور مسلمانان ، و ظرف دانش من و وصىّ من و باب من است كه از